دهستان من

سرزمین دین و ادب

دهستان من

سرزمین دین و ادب

گوشه ای از زندگی امام حسن مجتبی

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت امام حسن مجتبی(ع)در شب سه شنبه نیمه ماه مبارک رمضان در سال سوم هجرت واقع شدو بعضی سال دوم گفته اند. اسم شریف آن حضرت حسن بود ،کنیت آن حضرت ابو محمد است،و القاب آن بزرگوار : سید و سبط وامین و حجت وبر و نقی وزکی ومجتبی و زاهد وارد شده است.

در ابن شهر آشوب از حضرت صادق (ع)روایت کرده است که امام حسن (ع)،25مرتبه پای پیاده به حج مشرف شده اند،و 3مرتبه مالش را با خداوند قسمت کرد که نصف را خود برداشت و نصف دیگر را به فقرا داد.

در باب حلم آن حضرت از کامل مبرد و غیره نقل شده است که روزی آن حضرت سوار بود که مردی از اهل شام آن حضرت را ملاقات کرد و بی توانی آن حضرت را لعن و ناسزای بسیار گفت

و آن حضرت هیچ نفرمود تا مرد شامی از دشنام دادن فارغ شد،آنگاه آن حضرت رو کرد به آن مرد واو سلام کرد و خنده نمود و فرمود ای شیخ گمان میکنم که غریب باشی و گویا بر تو مشتبه شده باشد ،امری چند اگر از ما استرضا جویی از تو راضی و خشنود میشویم و اگر چیزی سوال کنی،عطا میکنیم و اگر از ما طلب ارشاد و راهنمایی کنی ترا ارشاد کنیم، و اگر بار برداری بطلبی عطا میکنیم، و اگر گرسنه باشی ترا سیر میکنیم،و اگر برهنه باشی ترا می پوشانیم،و اگر محتاج باشی بی نیازت میکنیم،و اگر رانده شده ای تو را پناهت میدهیم، و اگر حاجتی داری حاجتت را بر می آوریم.

چون مرد شامی این سخنان را از آن حضرت شنیدگریست و میگفت که شهادت میدهم که تویی خلیفةالله در روی زمین و خدا بهتر میداند که رسالت و خلافت را در کجا قرار دهد و پیش از اینکه ترا ملاقات کنم تو و پدرت دشمنترین خلق بودید نزد من ولی الحال محبوبترین خلق خذایید.

قطب راوندی(ره)از حصرت صادق (ع)روایت کرده است که حضرت امام حسن (ع) با اهل بیت خود میفرمود که من به زهر شهید خواهم شد مانند رسول خدا (ص)،پرسیدند،چه کسی این کار را خواهد کرد؟فرمودند زن من جعده دختر اشعث ابن قیس،پس بعد از مدتی معاویه مال بسیاری با زهر قاتلی برای جعده فرستاد،و به او پیغام داد که اگر این کار را انجام دهد،صد هزار درهم به تو میدهم وتو را به حباله پسرم یزید در میاورم.

روزی امام حسن روزه بودند،و روز بسیار گرمی بود و تشنگی بر آن جناب اثر کرده بود و در وقت افطار بسیار تشنه بودند،آن زن شربت شیری از برای آن حضرت آورد و زهر را در آن ریخته بود و چون حضرت نوشیدند احساس سم فرمود،کلمه استرجاع گفت و خداوند را حمد کرد پس روی به جعده کردو فرمود ای دشمن خدا،کشتی مرا،خدا بکشد ترا،به خدا سوگند خلفی بعد از من نخواهی یافت آن شخص ترا فریب دادخدا هر دوی شما را به عذاب خود خوار گرداند. پس آن حضرت دو روز در درد و الم ماند و بعد از آن به جد بزرگوار و پدر بزرگوارش ملحق گردید.

معاویه از برای آن ملعونه وفای به عهد نکرد،به روایتی مالی که وعده داده بود را داد ولی او را به حباله یزید در نیاورد و گفت کسی که با حسن (ع) وفا نکرد با یزید وفا نخواهد کرد.

در فضیلت گریه بر آن حضرت و زیارت آن بزرگوار:از ابن عباس روایت شده که حضرت رسول (ع) فرمود که چون فرزندم حسن را به زهر شهید کنند ملایکه آسمانهای هفتگانه بر او گریه کنند و همه چیز بر او بگرید حتی مرغان هوا و ماهیان دریا و هر که بر او بگرید دیده اش کور نشود روزی که دیده ها کور شوند، و هر که بر مصیبت او اندوهناک شود اندوهناک نشود روزی که دلها اندوهناک شوند،و هر که در بقیع او را زیارت کند قدمش در صراط ثابت گردد در روزی که قدمها بر آن لرزان                                               منتی الآمال 

است.

 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد